نام :مسلم
نام خانوادگی : داشاب
نام پدر : براتعلی
تاریخ تولد : 1346
تاریخ شهادت : 64/12/11
محل شهادت : هزار قله
شهید مسلم داشاب در سال 1346 دیده به جهان گشود. این شهید گرانقدر سرانجام در 11 اسفند ماه سال 64 و در عملیات سال والفجر در هزار قله دعوت حق را لبیک گفت. مزار این شهید در قطعه 53 ردیف 89 شماره 6
بهشت زهرا قرار دارد.
خاطره 👈پنجره ای رو به کوچه
در سالهای جنگ ما مستاجر خانه ای بودیم که یک پنجره کوچک رو به کوچه داشت ، این پنجره بصورت نورگیر و بافاصله بالاتری نسبت به پنجره های معمولی روی دیوار قرار داشت ، در ان سالها بلحاظ شرایط سخت اقتصادی وجنگ کالاهای اساسی بصورت دفترچه اقتصادی عرضه میشدند و خانواده ما چون تازه از شهرستان به تهران امده بود فاقد دفترچه اقتصادی بودیم ، و شرایط خانوادگی واقتصادی خانواده ما بلحاط جنگ و مهاجرت و ...خیلی مناسب نبود و تهیه کالاهای اساسی هم بلحاظ سهمیه بندی کار آسانی نبود ، هربار که کالاهای اساسی جدیدی جهت توزیع از ناحیه دولت و توزیع کنندگی مغازه های محلی از ناحیه ها رسانه ها اعلام میشد معمولا ظرف مدت 24 ساعت از طریق مغازه های منتخب با ارایه دفترچه اقتصادی توزیع میشد در انها سالها نوجوانی حدودا 10 ساله بودم ، خانواده ما که دفترچه اقتصادی نداشتیم امیدمان بعد از خدا به پنجره رو به کوچه بود !!!
قضیه پنجره رو به کوچه از این قرار بود که چون ارتفاعش از سطح کوچه از پنجر های معمولی بالاتر بود و دید هم به کوچه نداشت ونورگیر نسبتا بزرگی بود دسترسی به ان به زحمت وجود داشت و اگر کسی از کوچه میخواست ارتباط بگیرد یا باید سنگ میزد به شیشه یا اگر باز بود صدا میزد .
معمولا هر بار که اعلان توزیع کالاهای اساسی از رسانه ها میشد پنجره رو به کوچه ما با رمزی خاص به صدا در میاد ، سه بار به شیشه ضربه با سنگ یا کلید زده میشد و ما متوجه میشدیم که باید به مغازه خاصی که در محل بود برویم و در آنجا که مغازه یکی از اقوام بود کالاهای اساسی توزیع میشد و چون ما دفترچه اقتصادی فعلا تهیه نکرده بودیم صاحب مغازه مقداری از سهمیه کالاهای اساسی متعلقه به خانواده خودشان را به خانواده ما می داد واز این طریق خانواده ما در ان روزهای سخت امرار معاش می نمودند .
من تقریبا همیشه مشتاق بود بدونم شخصی که پنجره رو به کوچه را میزند چه کسی هست ؟
و هربار از مادرم می پرسیدم👈 ایشان هم میگفت شخصش رو نمیدونم ولی از خانواده اون بندا خدا از اقوام مون که مغازه داره .
مدتها سپری شد یک روز صبح که صدایی از سمت پنجره رو به کوچه با آن رمز خاص بلند شد سریع از جایم پریدم دیدم مادرم سریع چادرش رو برداشت به سمت کوچه و جلوی درب خانه روانه شد ، و دیدم جوانی با مادرم در حال حلالیت طلبیدن است ، چون عازم جبهه بود و چند روز بعد خبر شهادت این جوان در محل پیچید ، البته من این جوان را می شناختم یکی از پسران همان فامیل مغازه دار مان بود که قسمتی از کالاهای اساسی سهمیه خانواده خودشان را جهت امرار معاش خانواده ما انفاق می نمودند .
بعد از شهادت ایشان متوجه شدم صدای رمز دار پنجره رو به کوچه ، توسط این شهید بزرگوار👈 شهید مسلم داشاب بوده است و بخاطر قدر دانی از این شهید بزرگوار و مرحوم پدرش ، هربار که شهدا و اموات را یاد میکنم در صدر یاد آوری و دعای خیر این دو عزیز را با ذکر دعا وفاتحه بدرقه راه ابدیتشان می نمایم .
روح همه شهدا شاد وروح شهید مسلم داشاب شاد و خداوند جمیع اموات را بیامرزد وروح حاج براتعلی داشاب پدر بزرگوار شهید مسلم داشاب هم شاد .
👈فاتحه مع الصوات . 🌹🌹🌹🌹
اَلسَّلامُ عَلي رَسوُلِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلي نَبِي اللّهِ اَلسَّلامُ عَلي مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ؛ اَلسَّلامُ عَلي اَهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرين اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيُّهَا الشُّهَدآءُ الْمُؤْمِنُونَ؛ اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ الاْيمانِ وَ التَّوْحيدِ اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَنْصارَ دينِ اللّهِ وَ اَنْصارَ رَسُولِهِ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَي الدّارِ اَشْهَدُ اَنَّ اللّهَ اخْتارَكُمْ لِدينِهِ وَ اصْطَفاكُمْ لِرَسُولِهِ؛ وَاَشْهَدُ اَنَّكُمْ قَدْ جاهَدْتُمْ فِي اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ ذَبَبْتُمْ عَنْ دينِ اللّهِ وَ عَنْ نَبِيِّهِ؛ وَ جُدْتُمْ بِاَنْفُسِكُمْ دُونَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّكُم قُتِلْتُمْ عَلي مِنْهاجِ رَسُولِ اللّهِ؛ فَجَزاكُمُ اللّهُ عَنْ نَبِيِّهِ وَعَنِ الاِْسْلامِ وَ اَهْلِهِ اَفْضَلَ الْجَزآءِ وَ عَرَّفَنا وُجُوهَكُمْ في مَحَلِّ رِضْوانِهِ وَ مَوْضِعِ اِكْرامِهِ مَعَ النَّبِيّينَ وَ الصِّدّيقينَ وَ الشُّهَدآءِ وَ الصّالِحينَ وَ حَسُنَ اُولَّئِكَ رَفيقاً اَشْهَدُ اَنَّكُمْ حِزْبُ اللّهِ وَاَنَّ مَنْ حارَبَكُمْ فَقَدْ حارَبَ اللّهَ وَ اَنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبينَ الْفائِزينَ الَّذينَ هُمْ اَحْيآءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَعَلي مَنْ قَتَلَكُمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَ الْمَلاَّئِكَةِ و َالنّاسِ اَجْمَعينَ اَتَيْتُكُمْ يا اَهْلَ التَّوْحيدِ زائِراً وَبِحَقِّكُمْ عارِفاً وِبِزِيارَتِكُمْ اِلَي اللّهِ مُتَقَرِّباً وَ بِما سَبَقَ مِنْ شَريفِ الاْعْمالِ وَ مَرْضِي الاْفْعالِ عالِماً فَعَلَيْكُمْ سَلامُ اللّهِ وَ رَحْمَتُهُ وَ بَرَكاتُهُ وَ عَلي مَنْ قَتَلَكُمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَ غَضَبُهُ وَ سَخَطُهُ اَللّهُمَّ انْفَعْني بِزِيارَتِهِمْ وَ ثَبِّتْني عَلي قَصْدِهِمْ وَ تَوَفَّني عَلي ما تَوَفَّيْتَهُمْ عَلَيْهِ وَ اجْمَعْ بَيْني وَ بَيْنَهُم في مُسْتَقَرِّ دارِ رَحْمَتِكَ اَشْهَدُ اَنَّكُمْ لَنا فَرَطٌ وَ نَحْنُ بِكُمْ لاحِقُونَ
سلام بر رسول خدا سلام بر پیامبر خدا سلام بر محمد بن عبداللّه سلام بر خاندان پاکش سلام بر شما ای شهیدان با ایمان سلام بر شما ای خاندان ایمان و توحید سلام بر شما ای یاران دین خدا و یاران رسول خدا - که بر او و آلش سلام باد - سلام بر شما بدان شکیبائی که کردید پس چه خوب است خانه سرانجام شما گواهی دهم که براستی خداوند شما را برای دین خود انتخاب فرمود و برگزیدتان برای رسول خود و گواهی دهم که شما در راه خدا جهاد کردید آن طور که باید و دفاع کردید از دین خدا و از پیغمبر خدا و جانبازی کردید در رکاب رسول خدا و گواهی دهم که شما بر همان راه رسول خدا کشته شدید پس خدای تان پاداش دهد از جانب پیامبرش و از دین اسلام و مسلمانان بهترین پاداش و بشناساند به ما صورت های شما را در جایگاه رضوان خود و موضع اکرامش همراه با پیمبران و راستگویان و شهیدان و صالحان و چه نیکو رفیقانی هستند آن ها گواهی دهم که شمائید حزب خدا و هر که با شما بجنگد مسلماً با خدا جنگ کرده و براستی شما از مقربان و رستگارانید که در پیشگاه پروردگارشان زنده اند و روزی می خورند پس لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آن که شما را کُشت آمده ام به نزد شما برای زیارت ای اهل توحید و به حق شما عارفم و بوسیله زیارت شما بسوی خدا تقرب جویم و بدان چه گذشته از اعمال شریف و کارهای پسندیده دانایم پس بر شما باد سلام خدا و رحمت و برکاتش و لعنت خدا و خشم غضبش بر آن کس که شما را کُشت خدایا سود ده مرا به زیارت شان و بر آن نیتی که آن ها داشتند مرا هم ثابت بدار و بمیرانم بر آن چه ایشان را بر آن میراندی و گرد آور میان من و ایشان در جایگاه خانه رحمتت گواهی دهم که شما بر ما سبقت گرفتید.